گریه ی من

خرید بک لینک
سلام خوب هستید

امروز زنگ اول ورزش داشتیم هانیه می خواست فاطمه را از من جدا کنه

وقتی که اورا از من جدا کرد گریه کردم جلوی خانوم و بچه ها

خانوم خندید

منم از خجالت اب شد

دیگه آبرو ندارم تو مدرسه

خانوممونو ببینم باید فرار کنم

نقاشی های زری جونم...

ما را در سایت نقاشی های زری جونم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 149 تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 22:41

صفحه بندی